الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

170

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

همانا ، ناصبيان كه آنچه شايسته به خودشان مىباشد و در حق شما مىگويند ، همانند يهوديانى هستند كه آيين يهودىگرى خود را آميخته به مجوسيت كرده‌اند . و اينان آلودگان نجسى هستند كه شايسته است آن‌ها را در گورستان مجوسيان به خاك بسپارند . و اينان به اندازه‌اى از حقيقت دورند كه هرگاه ، با دانشمندان‌شان به گفتگو پردازم چنان است كه ، در پوست گاو يا جلد گاوميشى فرورفته‌اند . اينان سخت در اشتباهند براى آنكه ، صداى اذان است كه نام و آوازه شما را به گوش جهانيان مىرساند ، و آن‌ها كه از حقيقت دورند تفاوتى ميان صداى اذان و فرياد ناقوس نمىگذارند . آرى ، شما ريسمان‌هاى يقينى هستيد كه بدانها دستاويز شده‌ام ، و با دستاويزى به آن‌ها ، رشته‌هاى اندوه و پريشانى خاطر را از خود دور ساخته‌ام . در راه دوستى شما بسيارى از فرقه‌هاى آلوده و پليد ، مرا تكفير مىكنند و من با بىتوجهى بدانها و با كمال بىاعتنايى از آن آلوده‌دامن‌ها ، پتك بىاعتبارى را بر سر آن‌ها فرود مىآورم . و با ادله دندان‌شكنى كه دارم خود و عقيدهء پليدشان را از پاى در مىآورم و با ذلت هرچه تمام‌تر ، و همانند پرندهء شومى از من گريزان مىشوند . آرى ستايشى كه از شما به جاى مىآورم آن‌قدر ارزنده و جذاب است كه مانند ، پرهاى رنگارنگ طاوس دل‌ها را به‌سوى خود مجذوب مىگرداند . و هرگاه خواننده‌اى آن‌ها را با دلى آكنده از علاقه‌مندى به شما بخواند ، و يا در صفحه‌اى مشاهده كند چنان است كه گوهرهاى گران‌بها را در آن پراكنده ساخته است . و شعرى را كه سراينده‌اى در ستايش شما بسرايد و ديگرى مالك آن شود به سرحدى است كه سليمان حشمة اللّه ، كاخ بلقيس را در اختيار خود درآورده است . و همانا ، پسر عباد پناهنده به شما شده ، و براثر پناهندگى به درگاه شما از شيران بيشه ، واهمه‌اى ندارد . اكنون اى بزرگان من ، وسيله‌اى